تبليغاتX
از همه رنگ - خواجه تقصیر مفرما گل توفیق ببوی
ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جویبوی یک رنگی از این نقش نمی​آید خیزسفله طبع است جهان بر کرمش تکیه مکندو نصیحت کنمت بشنو و صد گنج ببرشکر آن را که دگربار رسیدی به بهارروی جانان طلبی آینه را قابل سازگوش بگشای که بلبل به فغان می​گویدگفتی از حافظ ما بوی ریا می​آید من نگویم چه کن ار اهل دلی خود تو بگویدلق آلوده صوفی به می ناب بشویای جهان دیده ثبات قدم از سفله مجویاز در عیش درآ و به ره عیب مپویبیخ نیکی بنشان و ره تحقیق بجویور نه هرگز گل و نسرین ندمد ز آهن و رویخواجه تقصیر مفرما گل توفیق ببویآفرین بر نفست باد که خوش بردی بوی
حافظ
نوشته شده توسط خودم در سه شنبه سی ام آبان 1385 ساعت 18:45 | لینک ثابت |
Andisheh Iraniگروه اندیشه ایرانی - Anjomane Tanz انجمن طنز