صحبت هايش در سحرهاي ماه مبارك رمضان از شبكه سوم سيما، بسيار پرمحتوا، بديع و دلنشين بود.
حجت السلام والمسلمين ناصر نقويان استاد حوزه و دانشگاه از سخنراناني است كه حرفهاي تازه را با شيوه هاي جديد و دلچسب بيان مي كند و در سخنانش حلاوت خاصي وجود دارد.
با آنكه قرارهاي متعدد داشت، با خوشرويي و صبوري درخواست ما را اجابت كرد. حاصل اين نشست گفتگويي صميمانه بود كه ماحصل آنرا اينك از نظر مي گذرانيم:
¤ چه كارهايي در خصوص قرآن تاكنون انجام شده است و آيا اين كارها كافي است؟
-جلسات؛ قرائت، حفظ و مسابقات بين المللي قرآن برگزار مي شود. كتابهاي قرآني زيادي نوشته شده است. تفاسير و كتابهاي متعددي درخصوص كودكان و نوجوانان منتشر شده است. همچنين صدا و سيما، حوزه هاي علميه، مطبوعات، مساجد و نهادهاي مردمي در اين خصوص فعاليت هاي خوبي كرده اند. اما اگر به لايه هاي زيرين و بطن و متن و مغز كار توجه كنيم تأسف ها و تأثرها زياد مي شود. زيرا آنچه در آغاز صحبت گفته شد درباره آهنگ قرآن است درحاليكه قرآن ما را به فرهنگ قرآن ارجاع مي دهد. ببينيد! يك گوسفند را درنظر بگيريد. گوشت اين حيوان حلال گوشت به مصرف مؤمنين مي رسد و آنها از آن حركت و انرژي و زندگي مي گيرند. با پوست آن را هم مي توان طبلي ساخت و برآن كوبيد و نواهاي زيبايي شنيد.
آنچه در جامعه ما بيشتر سروصدا دارد، همان طبلي است كه احتمالاً صداهاي خوشي هم دارد و باعث آرامش هايي هم مي شود چنانكه قرآن را بر ملكولهاي آب خوانده اند و آرايش زيبايي گرفته است اما همه اينها كار خوردن يك صبحانه را نمي كند. روح و بدن انسان نياز به چيز ديگر دارد. انسان نياز به نور قرآن دارد.
¤ تفاوت توجه به آهنگ و فرهنگ قرآن در چيست؟
فرهنگ قرآن، ابوذر و مقداد و... و در رأس همه علي(ع) را تحويل جامعه بشريت داده است. اما آهنگ قرآن استاد عبدالباسط و منشاوي... ديگران را تحويل جامعه مي دهد. كه فاصله بين اين دو، از زمين تا آسمان است.
¤ لطفاً در اين خصوص بيشتر توضيح دهيد.
ما در لايه هاي زيرين همين جامعه كه مي بينيم اين سروصداها در اين سال ها در آن زياد شده مشاهده مي كنيم كه: آمار طلاق زياد شده درحاليكه قرآن هم رسماً و هم با كنايه و اشاره به مسلمانان دستور داده كه دست به طلاق نزنند. شما ببينيد كه چگونه است كه آنچه قرآن از آن نهي كرده، در جامعه به آن عمل مي شود؟! رشوه خواري، نزول خواري، فساد، پارتي بازي و... از اين نمونه است.
¤ آيا مي توانيم ادعا كنيم كه جامعه اي داريم كه منطبق بر فرهنگ قرآن است؟
من خيلي بعيد مي دانم كه كسي بتواند چنين ادعايي كند. ما جامعه اي منطبق بر آهنگ قرآن داريم؟ قطعاً خير. ما كه غريبه از جامعه خودمان نيستيم. يك سري به بازار بزنيم مي بينيم كه برخلاف آيه: ويل للمطففين راحت ديده مي شود. به خيابانها سرمي كشيم مي بينيم كه به آيه اي كه درخصوص نگاه نكردن به نامحرم است و... عمل نمي شود. يا قرآن مي فرمايد كه جامعه اسلامي جامعه روبه رشد علمي است. مثلاً به صدا و سيما توجه مي كنيم كه حضرت امام(ره) فرمود: دانشگاه است.
قضاوت با مردم و مسئولين صدا و سيما كه آيا كسي مي تواند بگويد صدا و سيما دانشگاه است؟ لازمه دانشگاه بودن اين است كه اگر صدا و سيما تعطيل شد ارتباط ناگوار در جامعه بيفتد.
بله، يك اتفاق ناگوار مي افتد كه ارتباط مردم با بدنه حاكميت قطع مي شود. يعني مردم نمي توانند به راحتي اخبار و نظرات مسئولين را بشنوند. اما در بعد دانشگاهي آن اتفاق ناگواري نمي افتد.
¤ شايد هم اتفاق گوارايي مي افتد!
بله به تعبير جنابعالي اتفاق گوارايي مي افتد. چون خيلي ها مي گويند: اين فيلم بدآموزي داشت، آن برنامه فلان عيب را داشت و... فلان سريال ساعت 11 شب پخش شد و صبح بچه ها نمازشان قضا شد و... اما كدام برنامه اگر اجرا نشود بعد دانشگاهي سيما لطمه مي خورد؟ نام ببريد؟ نمي گوييم برنامه هاي مفيد نيست، نه، اما در مقابل ساير برنامه ها، كم است.
¤ فكر نمي كنيد كه آنچه گفته شد به خاطر اين است كه اولاً: فرهنگ قرآن بطور شايسته تشريح نشده و ثانياً عزم راسخي براي جاانداختن اين فرهنگ تاكنون وجود نداشته است. به عبارت ديگر ما هميشه دنبال كارهاي آسانتر رفته ايم تا بهتر. همين امر باعث شده است كه در خصوص قرآن نيز به كارهاي سطحي و روزمره و تبليغاتي اكتفا كنيم.
همين است. به عنوان مثال از يكي از آقازاده هايي كه با آهنگ قرآن آشنا بود پرسيده بودند كه اگر در منزل با برادرتان دعوايتان شود و او شما را بزند چه مي كنيد؟ او گفته بود: فمن اعتدي عليكم فعتدوا عليه بمثل ما اعتدي عليكم يعني اگر او بزند، من هم مي زنم!
درحاليكه فرهنگ قرآن در مقابل دعواي دو برادر اين نيست اين براي دعواي اسرائيل و فلسطين است.
قرآن براي برادران جريان سخن قابيل به برادرش هابيل را ذكر مي كند. قابيل به برادرش هابيل چنين گفت: من تو را مي كشم! اما برادرش به او گفت:
اگر تو براي كشتن من دست دراز كني، من هرگز به قتل تو دست نمي گشايم...
¤ يا جريان حضرت يوسف(ع) كه برادران خويش را بخشيد و به آنها فرمود: امروز ملامت و توبيخي برشما نيست، خداوند شما را مي بخشد و او مهربانترين مهربانان است.
-بله، تازه حضرت يوسف تقصير را هم به گردن شيطان انداخت و گفت: شيطان ميان من و برادرانم فساد كرد!
آيا اين فرهنگ در جامعه ما جاافتاده است؟ در راهنمايي و رانندگي در ادارات، در جناحهاي سياسي وجود دارد؟
قرآن مي فرمايد: «قولوا للناس حسنا» بامردم نيكو سخن بگوييد. نمي فرمايد: للمؤمنين. مي فرمايد للناس! يعني يك يهودي، زردشتي، مسيحي، بي دين، كافر آمده، شما با او خوب صحبت كنيد!
وقتي قرآن مي فرمايد: در سخن گفتن با مردم مراعات آنها را بكنيد به طريق اولي ما بايد بفهميم كه در رعايت وقت آنها چقدر بايد دقت كنيم.
نبايد فردي به اداره اي يا جايي مراجعه كند و بخاطر اينكه كارمند يا مسئول نسبت به اين امر بي توجه است، وقت او تلف شود و ناراحت وآزرده از آنجا خارج گردد.
و اين درحالي باشد كه آن فرد دير مي آيد، زود مي رود، با تلفن غيرضروري صحبت مي كند. با همكارش گپ مي زند و... و باعث از بين رفتن وقت مردم و آزرده شدن آنها مي شود. اينهابا فرهنگ قرآن جور درنمي آيد.
¤ براي اينكه فرهنگ قرآن در جامعه جابيفتد، از كجا بايد شروع كرد؟
-به نظر من هركس بايد از خودش شروع كند. يكي از آفات و بيماريهاي جامعه ما اين است كه هميشه ما توپ را فرستاده ايم در زمين ديگران. مردم مي گويند: مسئولين بايد شروع كنند و مسئولين مي گويند: ما داد مي زنيم مردم بايد بيايند!
¤ اگر بخواهيم الاهم في الاهم كنيم آيا براي عمل به فرهنگ قرآن مسئولين نبايد بيش از ديگران پيش قدم شوند؟ زيرا مردم فقط با شنيدن حرف هاي خوب از مسئولين، خوب نمي شوند بلكه بايد علاوه بر شنيدن حرف هاي خوب، كارهاي خوب و عمل مسئولين به قرآن را ببينند تا جذب شوند.
-بله، «الناس علي دين ملوكهم» را بارها در سخنراني ها گفته ام اماقرآن مي فرمايد: خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر آنكه آنها خودشان را تغيير دهند.
اگر مردم مسئول بدي را انتخاب كرده باشند، آن مسئول برسر آنها بلا مي آورد!
اگر بايدهايي كه مسئولين گفته اند را كسي جمع كند و آن را نزد آنها بگذارد و به آنها بگويد: اين بايدها را شما بايد انجام مي داده ايد چون كار و سياست و قدرت و اقتصاد و نيروها و پول و نفت و... در دست شما بوده است.
به چه كسي مي گوييد: بايد اينطور شود؟ مسئولين علي القاعده خجالت خواهند كشيد. بنابراين قطعاً مسئولين بايد عمل كنند و كمتر شعار بدهند. اين درجاي خود محفوظ اما، جامعه اسلامي جامعه اي است كه در آن همه مسئولند.
¤ به نظر شما چه نيرو و قدرتي يا نهاد و اداره اي بايد از مسئولين مراقبت نمايد كه ضعف هاي خويش را پشت شعارهايشان پنهان نكنند و موظف به عمل شوند؟ اصولاً آيا لازم است كه چنين مراقبتي انجام شود؟
قطعاً در جامعه اسلامي دو نوع نظارت با فرهنگ قرآن وجود دارد.
حضرت علي(ع) به مالك اشتر فرموده است كه مسئولين خود را چگونه انتخاب كن: 1-از خانواده هاي صالح باشند. مسئولين بايد از خانواده خوب باشند.
2-تخصص و قدرت اينكار را داشته باشد.
چنين كساني، براي كسب مقام ورياست حرص نمي زنند. پيشنهاد نمي دهند. بلكه برعكس از پذيرش مسئوليت خودداري مي كنند. وقتي مردم به سوي علي(ع) آمدند حضرت فرمود: مرا رها كنيد! برويد سراغ ديگري.
اصحاب حضرت علي(ع) هم از اينكه مسئول شوند، فرار مي كردند. مبادا استاندار شهري شوند.
فردي از همان گروه اول آمد به حضرت گفت: آقا ما براي قبول مسئوليت آماده ايم.
حضرت به او فرمود: فعلاً با تو كاري نداريم! اما بدان كه قانون ما اين است كه به كساني كه خودشان دنبال رياست مي آيند، مسئوليت نمي دهيم!
چون كساني كه دنبال پست ها مي دوند، ريگ به كفش دارند. علاوه براينها حضرت علي(ع) به مالك فرمود: افرادي را هم قرار بده كه از كارهاي مسئولين تو برايت گزارش بياورند. البته مخفيانه!
چون آنها هم انسانند و جايز الخطا. وقتي ببينند كه قدرت و بودجه و... هست و نظارت نيست، امكان لغزش وجود دارد. قدرت في نفسه فسادآور نيست. اما فساد عرض دارد. هم اكنون هم مسئولين سياسي در دنيا سركار مي آيند و سالم كار مي كنند و كنار مي روند. در مالزي، ژاپن و چين چنين نمونه هايي يافت مي شود.
¤ فكر نمي كنيد كه دليل آن اين است كه جايگاه ها در چنين كشورهايي كاملاً تعريف شده و نظارتها نيز كاملاً دقيق است بنابراين زمينه موضوع فراهم است.
چرا، من همين را مي خواهم بگويم. ما بعد از رحلت حضرت امام(ره) به اندازه كافي ضرر شعار ولايت مطلقه فقيه را داده ايم. در شئون مجموعي نه در يك فرد. مثلاً يك وزير ولايتي بر مديران خود دارد كه آن را از ولايت فقيه گرفته است. همينطور رئيس جمهور بر وزرا ولايت دارد.
ما متأسفانه استفاده ها را نبرده ايم. اگر يك مسئول بالاتر در جايي ديد كه يك مدير تحت اختيار او لياقت و شايستگي كافي ندارد بايد خودش اقدام به عزل او كند. از چيزي و كسي هم نترسد. اين بهره برداري و استفاده از ولايت است.
امام علي(ع) كه قرآن ناطق بود، اينكار را مي كرد. يعني كساني را كه خودش منصوب كرده بود، وقتي مي ديد كارآمد نيستند يا خيانت كرده اند، بركنار مي كرد.
¤ امام درخصوص علت بركناري افرادي كه منصوب كرده بودند چه توضيحي مي فرمودند؟
-امام مي فرمود: تو سابقه ات و خانواده ات خوب بود عملكرد قبلي ات هم خوب بود. اينها كافي بود براي انتخاب تو.
پس تو را براي اين مسئوليت انتخاب كردم. اما تو هم به حكم اينكه انساني و آزادي وقتي به اين پست و مقام رسيدي، فريفته شدي و نتوانستي مقاومت كني و... بنابراين بايد عزل شوي. و به اين ترتيب آن روز حجت داشتم كه تو خوب بودي و اكنون مطمئن شدم كه به درد اين مقام نمي خوري!
ما اكنون در جامعه شاهد عزلها و نصب هاي نابجا هستيم و هم نصب هاي بجا اما عزل نكردن هاي بجا هستيم.
امام هادي(ع) و امام عسكري(ع)، اين دو بزرگوار خيلي از كساني كه بعنوان رابط بين خود و مردم انتخاب كرده بودند را عزل كردند. عزلهاي سنگين. بطوري كه براي بعضي از آنها لعن نامه صادر كردند.
¤ حاصل چنين روشي به نظر شما مطلوب است و موجب نابساماني امور نمي شود؟
-نه، برعكس اين موجب اعتماد مردم نسبت به نظام مي شود. مسئولين بايد اين توجه را داشته باشند كه هزينه اعتماد مردم كار سالم آنهاست.مردم اصل هستند. فرهنگ قرآن اين است كه به پيامبر(ص) مي فرمايد: با اين مردم مشورت كن! پيامبري كه عقل كل بود. درحاليكه بعضي از مسئولين توجهي به مردم ندارند.
نقل كرده اند كه روزي مرحوم احمدآقا از امام پرسيده بودند كه آقا اگر روزي مردم به شما رأي ندهند چه مي كنيد؟ امام فرموده بودند: هيچ، باروبنه را جمع مي كنيم مي رويم قم زندگي مي كنيم. اما مي انديشيم ببينيم كه ما چه كاري كرديم كه مردم به ما رأي ندادند. چون ما داعيه دار دين بوديم. مردم با دين خوبند. قطعاً ما اشتباه كرديم.
خدا و دين و پيامبر در جان و سلول هاي مردم حضور دارد.
¤ خوب برگرديم به موضوع بحث، به نظر شما چرا ما به آهنگ قرآن بيشتر از فرهنگ قرآن توجه كرده ايم؟
-شايد بشود به دو علت در پاسخ به سؤال مهم جنابعالي اشاره كرد.
اول عدم شناخت
دوم عدم توانايي
بعضي ها مي گويند: خود قرآن فرموده است: تا مي توانيد قرآن بخوانيد!
يا در فلان روايت است: بخوان و بپر!
اينها خيال مي كنند كه همه قرآن همين آيه يا حديث است درحاليكه اين آيه قرآن را بايد در كنار ساير آيات قرارداد و معني كرد.
اين آيه را بايد در كنار: افلايتد برون القرآن و اين آيه را در كنار لم تقولون مالا تفعلون بگذاريم. يعني بخوان و بپر را در كنار آيا در قرآن انديشه نمي كنيد و آن را در كنار چرا سخني مي گوييد كه به آن عمل نمي كنيد قرار داده و سپس نتيجه گيري كنيم. آن وقت مشاهده مي كنيم كه تلاوت براي فهم و فهم براي عمل است.
قرآن مي فرمايد: قرآن را نازل كرده ايم كه شفا است. نسخه است. خوب بله نسخه را بايد درست خواند.
امام مجتبي(ع) دراين باره فرموده اند: دورترين مردم از قرآن كسي است كه به قرآن عمل نمي كند اگرچه مرتب قرآن مي خواند!
يك فردي بود در ماه مبارك رمضان، سي بار ختم قرآن مي كرد. يعني روزي يك ختم. ولي همين انسان در اخلاق اجتماعي صفر بود!حركتهايي از او من سراغ دارم كه آدم تعجب مي كند. او روزي حداقل يكبار خوانده كه: قولوا للناس حسنا يعني با مردم نيكو سخن بگوييد اما متأسفانه بسيار با بداخلاقي مردم رفتار مي كند و...
همچنين: حديث داريم كه: چه بسا تلاوت كنندگان قرآن كه قرآن آنها را لعنت مي كند! از امام صادق(ع) روايت شده كه در روز قيامت آهنهايي را در آتش جهنم گداخته مي كنند و سر قاري هاي قرآن را با آن داغ مي كنند.
خود قرآن هم مي فرمايد: و ماننزل من القرآن ماهو شفاء و رحمت للمؤمنين و نقطه مقابل آن: ولايزيدالظالمين الاخسارا
نمي فرمايد: ولايزيدالكافرين. كافر كه قرآن نمي خواند. پس اين مسلمان ظالم است كه دارد قرآن مي خواند و به آن عمل نمي كند. او به خودش و قرآن و جامعه اسلامي ظلم مي كند و بدتر از آن جلو انتشار دين خدا را گرفته است. زيرا يك جواني در امريكا يا اروپا عاشق اين دين شده اما وقتي عملكرد مرا مي بيند از دين فراري مي شود! بنابراين روز قيامت من مي شوم مبلغ ضداسلام!
خداوند آن روز به چنين كسي مي گويد: توچنان عمل كردي كه او را از اسلام و حقيقت فراري دادي.
¤ و عامل دوم؟
-عامل دوم خيال ناتواني است. ما خيال مي كنيم كه اگر خواستيم فرهنگ قرآن را پياده كنيم ناتوان هستيم. سخت است. مردم قبول نمي كنند و... در حاليكه اساساً اينطور نيست. الآن سخت ترين آيات قرآن براي پياده كردن در جامعه چيست؟
¤ فرض كنيد، امر به معروف و نهي از منكر به معني واقعي كلمه است. زيرا مردم در اين كار: به من چه و به توچه ممكن است بگويند. چون امر به معروف و نهي از منكر مرتبه پذير كه نيست. با شرايط همه به هم بايد امر به معروف و نهي از منكر كنند. و اين كار خيلي سختي است زيرا ممكن است كه نسبت هاي مختلفي از ديگران بشنوند، درگير شوند، مشكل درست شود و...
-خب همين را برايتان توضيح مي دهم. اولاً قرآن فضاي امر به معروف و نهي از منكر را فضاي دوستي معرفي مي كند: المؤمنون بعضهم اولياء بعض مؤمن دوست مؤمن است. آنوقت يكي از شئون اين دوستي امر به معروف و نهي از منكر است. اجازه بدهيد برايتان مثالي بزنم:
مرحوم قوام از وعاظ معروف تهران بود. سي روز جايي منبر رفت و پس از آن صاحب مجلس به او پاكتي داد كه مقداري پول درآن بود. ايشان در حين برگشت به منزل در خيابان به راننده گفت بايست. راننده با تعجب نگهداشت و ديد كه مرحوم قوام پياده شد و به نزد خانم (معروفه اي) كه در كنار خيابان ايستاده بود رفت. پاكت پول را از جيب درآورد چيزي روي آن نوشت و آن را به خانم داد و آمد.
راننده با تعجب پرسيد: آقا با اين خانم بدكاره چه كار داشتيد؟
قوام گفت: من به اين خانم گفتم: خانم! شما كه اينقدر خوب و وجيهه هستيد چرا گرفتار اين اوضاع و احوال شده ايد؟ سپس پاكت پول را به او دادم و گفتم: اين حاصل يك ماه سخنراني من است. از اين پول ها خرج كن اگر باز هم مشكل مالي داشتي به تلفن من كه روي پاكت است زنگ بزن! مديون هستي كه اگر به خاطر پول نجابتت را ازدست بدهي!
مرحوم قوام گفته است: يك سال بعد در يك مجلسي آقايي آمد و با من سلام عليك كرد و گفت خانم من با شما كار دارد. زني چادري آمد و گفت: مرا مي شناسيد؟! گفتم: نه
گفت: من همان خانمي هستم كه به من پول داديد. اين آقا هم شوهرم است. اون پاكت زندگي مرا عوض كرد و باعث بركت در زندگي من شد. من اكنون ازدواج كرده ام و آبرومندانه زندگي مي كنم.
خب! آيااين امر به معروف و نهي از منكر بود يا نبود؟
¤ چرا، اين بهترين شيوه امر به معروف و نهي از منكر و مطابق با فرهنگ قرآن است.
-بله، پس دو مشكل داريم، يكي شناخت و ديگري خيال اينكه توانايي نداريم. قرآن براي همه فصول تاريخ و همه جوامع است.
¤ بنابراين بايد زمينه ها و فضاهاي مناسب براي امر به معروف و عمل به معروف و نهي از منكر و دوري از منكر براي آحاد جامعه فراهم شود. به عبارت بهتر انجام معروف براي مردم راحت باشد و انجام منكر براي انسانها سخت و هزينه بردار باشد.
-دقيقاً. اجازه بدهيد مثال ديگري بزنم. مؤمن بايد ارتباط پنهاني و معنوي در سحر با خداوند متعال داشته باشد. اما سؤال چرا من نمي توانم؟
زيرا اولاً: صدا وسيما اگر يك فيلم يا سريال جالبي دارد ساعت يازده شب پخش مي كند و از آن طرف من بايد ساعت 5/6 صبح هم آماده شوم تا سروكار بروم.
خب من چگونه مي توانم ديگر سحرخيز باشم؟!
¤ خب، چه كسي بايد اين زمينه را در جامعه فراهم سازد تا اگر كسي خواست در سحر بيدار شود، موانع او را در رختخواب حبس نكنند؟
منظورم اين است كه امكان عملي و منطقي عمل به معروف در جامعه براي مردم چگونه فراهم مي شود؟
-اين ساز و كارها دقيقاً همان نقطه ابهام مردم ما است. ما صدا و سيما را مقصر مي دانيم، آنها هم مي گويند: ما برآيند جامعه هستيم.
بنابراين هركسي تقصير را به گردن ديگري مي اندازد و... اما خداوند در قرآن مي فرمايد: شما اي آدميان تك تك به نزد ما مي آييد!
تو به مسئوليت خودت چرا عمل نكردي؟ تلويزيون تا صبح هم كه برنامه داشت تو بايد در منزل برنامه ريزي مي كردي و ساعت 10 شب فرزندت را مي خواباندي يا خودت مي خوابيدي تا سحر بتواني بيدار شوي. ما در همين جامعه افراد نماز شب خوان زيادي داريم.
از آن طرف يقه آن مسئول را خواهند گرفت كه تو تا ساعت 3 بعداز نيمه شب براي چه كسي برنامه پخش مي كني؟! اگر مي گويي براي بيماران بيمارستان برنامه پخش مي كني كه او بيدار برنامه تو نيست، بيدار درد دل خودش است! اگر مي گويي براي مسلمانان اروپا، يك شبكه كافي بود. چرا چند شبكه. ثانياً برنامه نصف شب كه نبايد يك فيلم يا سريال جذاب باشد كه مردم بيدار بمانند تا آن را ببينند. نماز را نمي خواهد نشان بدهي، فرهنگ نماز را نشان بده! الآن روابط دختر و پسر نامحرم را چنان نشان مي دهي كه بيننده مي فهمد كه اينها با هم خلوت هم دارند.
¤ به عبارتي در فيلم ها و سريال ها قبح صحبت كردن و گفتن و خنديدن و نگاه كردن و معاشرت دختر و پسر نامحرم باهم، شكسته شده است. ممكن است صدا و سيما بگويد مردم اينطور برنامه هايي رامي خواهند در پاسخ بايد گفت: اولاً مؤمنين چنين چيزهايي را نمي خواهند و ثانياً: آيا اين منطق درست است كه دبيري سركلاس بيايد و از دانش آموزان بپرسد كه اين زنگ چه كنيم؟ خوب معلوم است كه آنها دوست دارند تعطيل شوند يا ورزش كنند يا به پارك بروند و...
اما اين دبير است كه بايد به آنها درسي را كه نياز دارند با انواع و اقسام روش هاي مناسب ياد دهد.
ببينيد! نقطه مقابل طبيب، آشپز است. آشپز ليست مي گذارد جلو شما كه چه چيز ميل داريد. هيچ كاري به بيماري شما و اينكه چه چيزي برايتان خوب يا بد است ندارد. او فقط مي خواهد به شما غذا دهد و پولش را بگيرد.
اما طبيب مي گويد: عزيزم! فعلاً خربزه برايت خوشمزه است اما خوب نيست! آمپول برايت خوب است اما خوش نيست!
حالا چكار كنيم؟ طرف عاقل است مي گويد: مي خواهم خوب شوم!
پزشك مي گويد: پس خودت را شل كن تا آمپول بزنم! ما در برابر فرهنگ قرآن بايد خودمان را شل كنيم تا قرآن آمپول هاي شفابخش خود را به ما بزند.ما برعكس اين عمل مي كنيم. در مقابل قرآن سفت مي شويم، گارد مي گيريم، نظر مي دهيم و در برابر نظر مردم و دنيا وديگران و همه جا شل هستيم!
ما اگر همينطور كه شما اشاره كرديد طبيبانه برخورد كنيم و از هياهوها هم نترسيم و فضاي دوستي را هم ايجاد كنيم خيلي از مشكلات حل مي شود. کیهان
نوشته شده توسط خودم در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385 ساعت 18:13 | لینک ثابت |




