روز قبل از ماه رمضان امسال «يوم الشك» بود؛ كه البته ربطي به «روزه شكدار» ندارد. در اين روز مشكوك (! ) عدهاي روزه داشتند، عدهاي نداشتند. در همين ارتباط، همكاران ما در محيط علمي كار، ناخواسته به 3 دسته تقسيمبندي فوري- فوتي شدند:
الف- دسته اول كه روزه نداشتند و ظهر ناهار خوردند.
ب- دسته دوم كه روزه داشتند و افطاري خوردند.
ج- و بالاخره دسته سوم كساني بودند كه روزه نداشتند، اما هم ظهر ناهار خوردند، و هم غروب افطاري.
امروز منتهي يقيناً روز اول ماه مبارك است و اهل روزه، تماماً روزه دارند و لحظات شيرين و دلنشين افطار را با هم و مثل هم پاي سفره مينشينند تا با چاي و خرمايي روزه خود را باز كنند. و به همراهش چقدر اين كلام مولانا با صداي زيبا و خاطرهانگيز استاد شجريان ميچسبد:
آواز دلنشين:
اين دهان بستي دهاني باز شد
تا خورنده لقمههاي راز شد
گر تو اين انبان ز نان خالي كني
پر ز گوهرهاي اجلالي كني. . . . .
تفاسيرالابيات:
منظور مولانا و شجريان اين است كه چون اين دهان جسماني معمول كه غذا ميبلعد با روزهگرفتن بسته ميشود، در عوض دهان و دريچهاي از روح و روان انسان به عالم معنا گشوده ميشود. قابل توجه معدود كساني كه ممكن است متوجه اين معنا نباشند و اگر در طول روز دهان بر غذا ميبندند و در عوض در وقت افطار و سحر، دهاني دوبله ميگشايند و چنان ميخورند كه جايي براي گوهرهاي اجلالي باقي نميماند. حال آنكه منظور از روزه اين نيست و بايد با امساك و كمخوري و كمخوابي، بيشتر با اهل فقر همدلي و همنوايي كرد. نبايد چنان باشد كه طرف گفت:
بيت غلط:
در خانه ما ز خوردني چيزي نيست
اي روزه برو ورنه تو را خواهم خورد!
بايد محض رضاي خدا روزه گرفت و لا غير. چشم و گوش و زبان و انديشه هم بايد روزه باشند و چنان نباشند كه فقط دهان بسته باشد و بقيه اعضاء - به قول سعدي: - گويا به شرّ! طرف اشتها نداشت، روزه ميگرفت كه بياشتهايياش ثمري هم داشته باشد. اين روزه، كمي ناخالصي دارد. عين روزه ناخالص آن بنده خدايي كه اول ماه مبارك، كلاهش را قاضي كرده و با يك حساب سر انگشتي به اين نتيجه رسيده بود كه:
ما كز پي سد جوع هرگز
در خانه خود غذا نداريم
بگذار كه روزهاي بگيريم
منت به سر خدا گذاريم!
العياذ بالله! منت به سر خدا گذاشتن ديگر از آن حرفهاست كه زدنش يا جهالت ميخواهد يا وقاحت (و يا هر دو)! ناصرالدين شاه هم ميگويند هميشه نزديكيهاي ماه رمضان كه ميشد ميگفت: «كي باشد اين ماه رمضان بيايد، ما يك شكم زولبيا باميه حسابي ميل بفرماييم. »!
آقاي قرائتي در تلويزيون حرف خوبي ميزد. ميگفت: افطاري براي بعضيها مثل تير است كه تا ميخورند ميافتند! يعني اين قدر ميل ميكنند كه از حال ميروند. اين نوع روزهگرفتن، آن نيست كه در فلسفهاش گفته شده است. پس مراقب باشيم كه درست روزه بگيريم. ماه خوبي است اين ماه مبارك. هم براي سلامت جسم هزار و يك خاصيت دارد و هم براي سلامت روح. پس هر دو را دريابيم و «دُر» يابيم. چنان حواسمان از جنبههاي معنوي آن غافل و فارغ نشود و نبايد كه نفهميم چي شد.
بيت ناآگاهانه:
قرب يك ماه به ميخانه اقامت كردم
اتفاقاً رمضان بود و نميدانستم!
باور كنيد اين سي روز، طنز نوشتن هم مثل سخنراني كردن و مقاله و مطلب نوشتن دوبله سوبله سخت است. نه ميتوان يك جو نشر اكاذيب كرد و نه يك ذره تشويش اذهان عمومي! حالا احتمال دروغ و تهمت و بهتان به كنار! . . . . (خودمان را عرض ميكنيم).
روزه، راهي سي بانده براي خودسازي و خودسوزي است. نه همه خود، كه همه چربيهاي اضافه بر سازمان خود. چربيهايي كه در طول 11 ماه گرداگرد قلب (اين جايگاه عظيم پرتاب شاتل روح به سوي فضاهاي معنوي) را فرا گرفته و حتي تپش منظم آن را هم دچار اختلال و اغتشاش كردهاند. تا جايي كه ممكن است صاحب قلبي چنين غير مطمئنه، در جا سنكوب كند.
پرسش يك متخصص قلب:
يا رب (يا «يارم») اين قلبشناسي ز كه آموخته بود؟. . . .
توضيح تاريخي - ادبي:
چقدر اين سوال برايم آشناست. به نظرم يك كسي چند روز پيش در خيابان حافظ (شايد هم در تقاطعش با سميه) یك همچنين سوالي را از من پرسيد. من هم نشاني يك متخصص قلب را به وي دادم. چند روز پيش هفتم بنده خدا بود.
به هر حال در اين ماه مبارك به بركت تشعشعات معنوياش در تمام لحظات شبانهروز، بايد چربيهاي گناه را كه در وجود مباركمان به مرور انباشته و به آن آغشته شده است و يكي نيست سوال كند كه: «اين چربيهاي اضافه را از كجا آوردهاي؟» نكند اثر آن لقمههاي چربي بوده باشد كه گهگاه در طول سال، ميل (و بلكه حيف و ميل) شده؛ بدون آن كه خبرش به ساير دوستان ايميل شود. (سابقاً به اين روش، تكخوري ميگفتند! ). به همين خاطر است كه حضرت مولانا هم در اين مقوله به «تحقيق و تفحص» تك نفره و انفرادي ميپردازد و ما و شما را زير سوال ميبرد.
ارائه راهكار:
چند خوردي چرب و شيرين از طعام
امتحان كن چند روزي در صيام
تك و توك در جهان اسلام ممكن است پيدا شوند افرادي كه از لذت ماه رمضان بيشتر با همان لذت سفره دم افطار و غذاي سحري مأنوس باشند و از لذائذ معنوي و اصلي اين ماه غافل. به يك كسي گفتند: «چرا سحرها پا ميشي؟» گفت: « اي بابا. . . . . ما نماز كه نميخوانيم، روزه هم كه نميگيريم؛ اگر همين يك لقمه سحري را هم نخوريم كه پاك از دين خارج شديم! »
خلاف اينها بودهاند و هستند آدمهاي خوشذوق و خوشسليقهاي امثال «شاطر عباس صبوحي» كه در تعقيب لذات معنوي روزه و رمضان، حتي از افطار كردن با خرماي شبيه لعل لب يار آسماني و فرشته خود (و نه البته يار مجازي و غيرمجاز) نيز غفلت نورزيده و با يك تصويرسازي هنرمندانه و لبالب از احساس فرمودند:
بيت شيرين:
روزه دارم من و افطارم از آن لعللب است
آري افطار رطب در رمضان مستحب است
رضا رفیع: لوح
طرح گروه اندیشه ایرانی به صورتی تلاشی خود جوش در جهت تسهیل دستیابی دانشجویان و محققان ایرانی به منابع علمی آن لاین توسط جمعی از دانشجویان و اساتید ایرانی داخل و خارج از کشور عملی گردیده است. لطفا شما نیز علاوه بر پیوستن به گروه اندیشه ایرانی (برای عضویت در گروه اندیشه ایرانی اینجا را کلیک کنید)با اطلاع رسانی در مورد آن در وب سایت (وبگاه)، وبلاگ (وب نوشت) خود و یا از طریق ایمیل، در مسیر تحقق اهداف این طرح گام بردارید




