شعبان بی مخ مرد آن هم در 28 مرداد

شعبان جعفری از باستانی کاران مشهور ایران و از عناصر اصلی وقایعی که به سرنگونی حکومت دکتر محمد مصدق در 28 مرداد 1332 انجامید، صبح روز شنبه 28 مرداد 1385 در سن 85 سالگی در بیمارستانی در شهر تارزانای کالیفرنیا درگذشت.
شعبان جعفری معروف به شعبان بیمخ که خود را یک «شاه پرست» به تمام معنا می دانست، علت بازیگری در وقایع 28 مرداد و سقوط دولت دکتر مصدق را تنها و تنها علاقه به «شاه» می دانست!
برخی نیز معتقدند که وی را در جریان کودتای 28 که از دولتهای انگلیس و آمریکا برای سرنگونی مصدق پول گرفته است.
شعبان بی مخ، همچنان مورد علاقه ی سلطنت طلبان است و وی را به عنوان قهرمان و نماد سلطنت طلبی می دانند.
چندی پیش، کتابی از سوی هما سرشار نویسنده ایرانی مقیم آمریکا در ایران منتشر شد که در آن، شعبان بی مخ در مصاحبه ای هفتاد ساعتی به بیان زندگی خود پرداخته و ضمن تایید حضور در وقایع 28 مرداد 32 به عنوان یکی از بازیگران اصلی، از اقدامات خود دفاع کرد.
کتاب خاطرات او که منبع دست اولی برای شناخت وی است چندین سال پیش به کوشش خانم هما سرشار انتشار یافت که تا مدتها از پرفروشترین آثار منتشره در ایران بود.
به گزارش خبرگزاری «انتخاب»، وی در آخرین گفت و گوی خود برای که سهراب اخوان برای تهیه فیلم زندگی وی تهیه کرده است، می گوید: با آقای مصدق، مخالفت برنامه ریزی شده ای نداشتم.
کارگردان این اثر ادعا می کند که او یک وفادار واقعی به شاه بود و در قلبش یک شاه وجود دارد به عنوان یک سمبول مملکتی و وقتی دید شاهش را دارند بیرون می کنند، خلقش تنگ شد!
** زندگینامه ی شعبان بی مخ
شعبان جعفری متولد ۱۳۰۰ در محله سنگلج تهران ميباشد.او پس از تحصيل در مدارسي چون عنصري، بصيرت و اسلام ، تحصيل را رها كرده و به ورزش باستاني روي می آورد.
در سن ۱۵ سالگی به خاطر شرکت در يک نزاع به زندان می رود . در سال ۱۳۱۹ به نظام وظيفه فراخوانده می شود ليک با ورود متفقين به ايران در شهريور ۱۳۲۰ درهای پادگانها گشوده می شود .وی پس از چندی بهمراه حبيب بلوری در ميدان شاهپور باشگاه ورزشی آهن را راه اندازی می کند و درمسابقات قهرماني ورزشهاي باستاني كشور سال ۱۳۲۲ به قهرماني در رشتة كباده و چرخ دست می يابد.
جعفري از سال ۱۳۲۶ در نمايش مردم به كارگرداني عبدالحسين نوشين در تئاتر فردوسي، و در حضور محمد ساعد مراغه ائی ( نخست وزير وقت ) اخلال ايجاد می کند و درنتيجه به لاهيجان تبعيد شد و بعد از يک سال به تهران باز می گردد . بعد از اين جريانات به هواداران کاشانی و نواب صفوی و گروه فدائيان اسلام می پيوندد که البته این ادعا از سوی گروه فداییان اسلام تکذیب شده است.
با شروع نخست وزيری دکتر محمدمصدق به هواداران او می پيوندد.
در ۱۴ آذر ۱۳۳۰ حزب توده بر عليه دکتر مصدق دست به تظاهرات در ميدان بهارستان تهران می زد . جعفری و دوستانش با به هم زدن تظاهران و حمله به دفتر روزنامه های مخالف مانند چلنگر، مردم، شورش، بدر و... حمله كرده و در حمايت از مصدق وارد عمل می شود.
پس از آزاد شدن بار ديگر راه خود را در پيش گرفت، در جريان ۳۰ تير ۱۳۳۱ به فعاليت براي بازگرداندن دكتر مصدق بر مسند نخست وزيري پرداخت. اما رفته از جبهه ملی فاصله می گيرد و به جمع مخالفان می پيوندد. در اين ميان شعبان به همکاری با حزب زحمتکشان به رهبری دکتر مظفر بقائی و خليل ملکی پرداخته در مينيگ های آنان شرکت می کند .
در روز ۹ اسفند ۱۳۳۱ محمدرضا پهلوی اعلام می دارد که قصد خروج از ايران را دارد محمد مصدق به پيشوازمی رود .
آقايان نوری و سيد محمد بهبهانی خود را برای انصراف سفر به دربار ميرساند و سيد ابوالقاسم کاشاني در خمايت دربار اعلاميه صادر ميکند .شعبان جعفری که به مخالفان پيوسته با جيپ بهداری ارتش به درب خانه مصدق می کوبد و تظاهرات کنندگان به داخل خانه وارد می شوند شهربانی وارد عمل می شود و شعبان جعفری و فضل اله زاهدی و سرهنگ رحيمی دستگيرمی شوند.
در ظهر ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به حكم زاهدي از زندان آزاد شد و جريان هدايت گروهی به رهبری نوری و بهبهانی به همراهی - طيب حاج رضائی و حسين رمضون يخی- عباس کاووسی - محمد مسگر -اصغر استاد قلی خانی ( سسکی ) - قاسم گلوبندگی - ناصر حسن خانی ( معروف به ناصر جگرکی( و تعدادی ديگر بعهده ميگيرد و از ميدان امين الدوله و گمرک شروع کرده از سبزه ميدان به طرف بالا ( ؟ ) راه افتاده و با تخريب کيوسکها و عکسهای و دفتر روزنامه ها به سوی خانه دکتر مصدق می روند، شعبان جعفری (بی مخ) بهمراه حميد رضا پهلوی به وارد خانه مصدق می شوند ولی محمد مصدق از حياط پشتی به خانه دکتر معظمی رفته بود .
دسته ديگرهم به رهبری خانم ملکه اعتضادی و رقيه آزادپور به همراه روسپيان شهرنو ( قلعه ) از ميدان گمرک راه افتادند و در خيابانهای شاه آباد - استامبول - نادری و سراسر خيابان شاه شعار می دادند و ميدان ارک به مابقی گروه ها پيوستند .
کودتاگران هم رهبری ارتشبد فضل ا... زاهدی ، با کمک سرتيپ گيلانشاه و ۳۵ تانک و گارد ارتش مراکز مهم تهران را تحت کنترل گرفته و روانه مرکز بيسيم تهران( پيچ شمرون ) می شوند .اردشير زاهدی به اصفهان رفته با همراهی سرهنگ ضرغامی مقرر می شود در صورت شکست کودتا لشکر اصفهان وارد عمل شود . سپهبد تيمور بختيار هم يک تيپ به حمايت کودتا از لشکر کرمانشاه را به تهران می فرستد .
امير مختار کريمپور شيرازی مدير روزنامه شورش و از هواداران مصدق توسط جعفری دستگير و با کتف شکسته روانه زندان می شود .
پس از كودتاي ۲۸ مرداد به تاجبخش شهرت يافت. پس از اين خدمت، بنابه پيشنهاد تيمسار زاهدي با شاه ملاقات كرد و زميني براي تاسيس باشگاه ورزشي به وي اهدا شد، در ضمن در همين ملاقات از شاه اجازه گرفت تا جمعيتي به نام جمعيت جوانان جانباز تشكيل دهد.
در اسفند ۱۳۲۸، دكتر حسين فاطمي دستگير شده و شعبان جعفري با دستة خود به مقابل شهرباني رفته و زماني كه فاطمي از شهرباني خارج ميشد به وي حمله كرده و او را مورد ضرب و شتم قرار ميدهند.
ساخت باشگاه جعفري سه سال طول كشيد و محمدرضا پهلوي خود آن را افتتاح كرد. مدتي نيز تيمور بختيار رياست افتخاري آن را برعهده داشت.
در مراسم ۴ آبان ، هر سال جعفري به نمايش ورزشهاي باستاني در ورزشگاه امجديه، در مقابل شاه ميپرداخت. بسياري از مهمانان خارجي حكومت به باشگاه او دعوت ميشدند و در آنجا ورزش باستاني اجرا ميشد.
در جريان وقايع ۱۵خرداد ۱۳۴۲، باشگاه جعفري آتش زده ميشود. جعفري نيز با جمعيت جوانان جانباز خود به تلافي در روز ۱۶خرداد به خيابانها می آيند. از طرف ديگر مراسم روضه خواني در ماه محرم در تكية دباغخانه بود که ترتيب وی داده و آقايان کاشانی و فلسفی در آن حاضر می شوند .
با آغاز انقلاب اسلامي، به ژاپن آلمان، اسرائيل، فرانسه، انگليس و تركيه رفته در تركيه با گروه ارتشبد آريانا به فعاليت می پردازد و در این اواخر صاحب يک چلوکبابی در شهر لوس انجلس می باشد .انتخاب


