| نماهنگ زیبای یاس۲ |
می گفت سفر كه رفتم يه روز و روزگاری اين بوته ياس من می مونه يادگاری
هر روز غروب عطر ياس تو كوچهها میپيچيد ميون كوچه باغا ، بوی خدا می پيچيد
اونايی كه نداشتن از خوبیا نشونه ديدن كه خوبی ياس ، باعث زشتيشونه
عابرای بیاحساس پا گذاشتن روی ياس ساقههاشو شكستن آدمای ناسپاس
جوون مرگمون برگرفت ، تكيه زدش به ديوار خواست بزنه جوونه ، اما سر اومد بهار
يه باغبون ديگه شبونه ياس رو برداشت پنهون ز نامحرما تو باغ ديگهای كاشت
هزار ساله كوچهها پر ميشه از عطر ياس اما مكان اون گل مونده هنوز ناشناس
نوشته شده توسط خودم در چهارشنبه هفتم تیر 1385 ساعت 15:36 | لینک ثابت |




