نوشته از کاوه میرزاپور نقل از سایت نوسازی با اندکی سانسور بخش های تند و تیز :
استاد طنز نویس الف-نبوی خارج نشین ایرانی با سرودن شعری در پاسخ به علیرضا قزوه ،دین خود را به نیروهای مخلص! اسرائیلی در قتل عام مردم لبنان و فلسطین ادا کرد.
نامبرده که در سالهای 76 تا 82 کتاب های بسیاری را باعنوان طنز سیاسی اجتماعی و عنایت وزارت فرهنگ وقت منتشر کرد و پول خوبی هم در روزنامه های وقت و بی وقت از یادداشت نویسی عاید خود کرد _ متاسفانه از جمله روزنامه جام جم _ در تازه ترین اقدام ضد بشری و نه نظام جمهوری اسلامی ایران ثابت کرد صهیونیسم در رگ هایش جاری است و از انسانیت همچون حامیان او و نوشته هایش بویی نبرده است. وی هم اکنون در آن سوی آب ها در حال صفا سیتی و نویسندگی به سبک هر چه فحشش بیش، پولش بیشتر می باشد. به یادداشت و شعر تازه اش توجه فرمایید: "من با علیرضا قزوه دوست هستم و خیلی هم دوستش دارم. مثل هر شاعر دیگری تمام وجودش احساسات است. اما شعری که برای حسن نصرالله گفته بود، باعث شد من هم شعری برای حسن نصرالله بگویم"
تنها تو می مانی نصرالله
نصرالله!
تو حسن نیستی
تو حسینی که به جای رفتن به بیابان کربلا آمده است
به خیابان بیروت و آدرس خانه علی اصغر را داده است
تا هواپیماهای یزید علی اصغر را بکشد
و تو زنده می مانی نصرالله!
تنها تو می مانی
چون این جوری که معلوم است
همه را در لبنان می کشند
و بعد معلوم می شود نصرالله رفته است به سوریه نصرالله!
شمشیر را از سران عرب نگیر چون آنها سالهاست که شمشیر ندارند
و اگر داشتند هم به تو نمی دادند
مگر دیوانه اند که کشورشان را به گه بکشند
نصرالله! تو پیروز می شوی و لبنان نابود می شود
و وقتی تو به ایران آمدی ما از تو استقبال می کنیم
و تو می توانی باز هم برگردی و بقیه لبنان را هم تبدیل به جهنم کنی
بهشت بیروت دیگر وجود ندارد
حزب الله در هر جایی هر بهشتی را به آشغالدانی تبدیل خواهد کرد
هر جا که باشد
***
نصرالله! تنها تو می مانی
اصلا عین خیالت هم نیست که ممکن است تو را بکشند
اگر واقعا این طور است پس چرا کسی تو را نمی بیند؟
آیا ما را سرکار گذاشته ای؟
ضمنا اصلا مشکل کودکان تشنگی نیست
مشکل بمب است، آب می آوری برای جلوگیری از بمب؟
به بهانه آب رفتی دمشق؟
جان شاعر به فدایت که مظهر فداکاری بودی! نصرالله!
توئی که ایستاده ای تا بچه های بیروت کشته نشوند
در حالی که این احمق ها
این بی شعورها
این پدرسگ ها
و سایر فحش هایی که نشان دهنده عمق کینه شعر من است
جوری وانمود می کنند که اگر تو نبودی
بچه های لبنان را کسی نمی کشت
نصرالله! تنها تو می مانی و بمان بمان
تا آمریکا و اسرائیل به جای حمله به ایران لبنان را نابود کنند
بمان تا انرژی هسته ای حق مسلم ما باشد
شایان ذکر است بخش های بسیاری از این شعر حذف شده است. نوسازی ضمن تسلیت به هنر دوستان آزاده جهان و هر آنكه نامش بشر است و تسليت بيشتر به نبوی پرستان از درج این شعر معذرت خواهی می کند که هدفی جز اطلاع رسانی و شفاف سازی چهره های مورد حمایت سینه چاکان فرهنگ و هنر اصلاح طلبی در کار نبود.
کاوه میرزاپور: منبع : نوسازی
پی نوشت
برای قضاوت شما متن کامل شعر آقایان قزوه و نبوی در ادامه می آید
تنها تو مانده اي نصرالله!
عليرضا قزوه : لوح
شرم الشيخ كوفه است و
جنوب ، نينوا!
دارد جنوب شبيه كربلا مي شود
مديترانه ، فرات است
فرات ، عباي توست!
براي اين همه زخمي
براي اين همه بي كفن
تنها رداي مهربان تو مانده است !
وگرنه اين سران
دشداشه هاشان را
پرچم صلح كردند و فروختند
شايد اگر نبود نفت مي جنگيدند
ديروز، ذوالفقار را
با قطعنامه ها
تاق زدند
امروز منتظرند
كه از قطعنامه ها
زمين و نان
فرشته و غلمان ببارد!
باريد!
و قطعنامه همين بمبي ست
كه دارد مي بارد!
جنوب غرق خون است و
غزه آهوي زخمي
تو تنها مانده اي نصرالله!
در خيبري به نام جنوب
و هواپيماها دارند خندق مي كنند و
كودكان زخمي تشنه اند
تو رفته اي از شريعه آب بياوري
در برابر چشم اين همه ماهواره جاسوسي
اوضاع روزگار بد نيست
از سران عرب
يكي با شمشيري از طلا بركمر
دارد ريشش را خضاب مي كند و
يكي
هميشه در مواقع حساس
به سجده مي رود
شيخ فلان
تا دشداشه را عوض كند
شيخ الرشيد تا سان ببيند از برابر عكسش
شاه كوچك تا برگردد از تعطيلات امريكايي
دير خواهد شد
نماد ارتش عربي
پليس مصراست
كه همچنان حمله مي كند به الازهر!
جان بولتون دارد پارس مي كند درسازمان ملل!
تنها تو مانده اي نصرالله !
پس شمشير را پس بگير و
اسب را پس بگير و
شريعه را پس بگير و
غيرت عربي را پس بگير
كه پادشاهان عرب
شيهه اسبان مرده اند!
متن کامل شعر نبوی از روز آن لاین
شعری برای نصرالله
من با علیرضا قزوه دوست هستم و خیلی هم دوستش دارم. مثل هر شاعر دیگری تمام وجودش احساسات است. اما شعری که برای حسن نصرالله گفته بود، باعث شد من هم شعری برای حسن نصرالله بگویم. این شعر را همین جا بخوانید.
تنها تو می مانی نصرالله
نصرالله! تو حسن نیستی
تو حسینی
که به جای رفتن به بیابان کربلا
آمده است به خیابان بیروت
و آدرس خانه علی اصغر را داده است
تا هواپیماهای یزید علی اصغر را بکشد
و تو زنده می مانی
نصرالله! تنها تو می مانی
چون این جوری که معلوم است
همه را در لبنان می کشند
و بعد معلوم می شود نصرالله رفته است به سوریه
نصرالله! شمشیر را از سران عرب نگیر
چون آنها سالهاست که شمشیر ندارند
و اگر داشتند هم به تو نمی دادند
مگر دیوانه اند که کشورشان را به گه بکشند
نصرالله! تو پیروز می شوی
و لبنان نابود می شود
و وقتی تو به ایران آمدی ما از تو استقبال می کنیم
و تو می توانی باز هم برگردی و بقیه لبنان را هم تبدیل به جهنم کنی
بهشت بیروت دیگر وجود ندارد
حزب الله در هر جایی هر بهشتی را
به آشغالدانی تبدیل خواهد کرد
هر جا که باشد
نصرالله! چفیه ات نماد مهربانی است
و هر وقت هر کس آن را ببیند بلافاصله جنگ می شود
جنگی برای مهربانی
و دشداشه چیز مزخرفی است
چون سفید است و دراز است
و چفیه خوب است
چون چهارخانه است و دراز نیست
نصرالله! امروز نام تو در قلب همه مسلمانان است
مثل نام احمدی نژاد
باید دست به دست همدیگر بدهید
تا جهانی پر از بمب و موشک بسازید
نصرالله! تنها تو می مانی
چون عباس رفتی برای کودکان تشنه آب بیاوری
اصلا عین خیالت هم نیست که ممکن است تو را بکشند
اگر واقعا این طور است پس چرا کسی تو را نمی بیند؟
آیا ما را سرکار گذاشته ای؟
ضمنا اصلا مشکل کودکان تشنگی نیست
مشکل بمب است، آب می آوری برای جلوگیری از بمب؟
به بهانه آب رفتی دمشق؟
جان شاعر به فدایت که مظهر فداکاری بودی!
نصرالله! توئی که ایستاده ای تا بچه های بیروت کشته نشوند
در حالی که این احمق ها
این بی شعورها
این پدرسگ ها
و سایر فحش هایی که نشان دهنده عمق کینه شعر من است
جوری وانمود می کنند که اگر تو نبودی بچه های لبنان را کسی نمی کشت
نصرالله! تنها تو می مانی و بمان
بمان تا آمریکا و اسرائیل به جای حمله به ایران لبنان را نابود کنند
بمان تا انرژی هسته ای حق مسلم ما باشد
بمان تا شوی لباس اسلامی تهران برگزار شود
بمان تا رئیس جمهور ما به ترکمنستان برود و وبا را هم با خودش ببرد
بمان تا شورای امنیت درمورد ایران تشکیل نشود
بمان و به جای ما بجنگ
بمان و بدان که بچه های بیروت به جای تو می میرند
بمان و بدان که ما برایت شعر می گوئیم
نصرالله! بمان
اگر تو نمانی دهان مان آسفالت می شود




